روزنوشت‌های یک دی‌نی ‍‍۱۱- جدول تناوبیِ عناصرِ دی‌نی

۱- شیرمادریوم

۲- شیرخشکیوم

۳- پستونکیوم (این ماده به صورت مستقل دیده نشده، تحقیقات ادامه دارد)

۴- سوپ برنجیوم

۵- هویجیوم

۶- سوپ «جو»ئیوم

۷- آبگوشت ماهیچیوم (دارای ماهیچه‌‌ی گوسفند)

۸- سِرِلاکیوم

۹- تَرَنْجَبینیوم

۱۰- کوفتیوم (معجونی که مامان از ترکیب شیر و هویجِ پخته و بادام و جعفری درست می‌کند)

 

 

(این جدول به ترتیب کشف عناصر جدید توسط من به روز خواهد شد)

  
نویسنده : حنا ; ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٥


روزنوشت‌های یک ‌دی‌نی ۱۰- خاستگاهِ گونه‌ها

کتاب خاستگاهِ گونه‌ها اثر دی‌نی.

 

مقدمه‌ی مولف: من (یعنی دی‌نی) از بدو تولد تا به حال، گونه‌ها‌ی جان‌دارِ زیر را در این دنیا کشف کرده‌ام: (این مجموعه به تدریج کامل می‌شود) 

 

راسته‌ی ۱. خِشانَتــیان. (همچنین نامیده‌ می‌شوند: جـِـدّیان، اکثر آقایان به این راسته تعلق دارند.)

 این راسته شامل سه‌تیره‌ی  «بی‌ریشیان»، «نیم‌ریشیان» و «تمام‌ریشیان» است.

۱-الف: بی‌ریشــیان شامل گونه‌های: 
- نرم‌صورتان
- زبرصورتان (دیده‌ شده نرم‌صورتان پس از چند ساعت تبدیل به زبر‌صورتان شده‌اند و بالعکس. تحقیقات ادامه دارد)

 

۱- ب: نیم‌ریشــیان (اگر به من نزدیک شوند بدون استثنا گریه می‌کنم) شامل گونه‌های
- ریش‌پروفوسوریان
- سبیلــیان
- ریش ستاریان
- ریش‌دار-اَمّا-بی‌سبیلــیان
- چانه‌ریشیان
- ریش‌بُزی‌ئیان

 

۱-ج: تمام‌ریشــیان، شامل گونه‌های: 
- اندک‌ریشیان (ته‌ریشیان)
- اندازه‌ریشیان 
- انبوه‌ریشیان (بلند ریشیان)

 

راسته‌ی ۲-مهربانیان (اکثر خانم‌ها به این گروه تعلق دارند.)

۲-الف: کم‌آرایشـیان (شاملِ بی‌آرایشیان) شامل گونه‌های:
چادُریان
 - باروسریان
بی‌روسریان

۲-ب:غلیظ آرایشیان (یا پُرآرایشیان. اگر به من نزدیک شوند در اغلب موارد گریه می‌کنم)

 

۳- ماسک به صورتــیان (چون صورت دیده نمی‌شود بر اساس موی‌ِ سر دسته بندی می‌شوند)

۳-الف:‌ مو بر سریان (یا زُلفیان)

۳-ب: کله کچلیان

۳-ج: نیمه کچلیان

 

۴- مامانیان 

آنان‌که شب تا به سحر بر بالین من بیدارند. 

شامل مامان، مامان‌جون (مامانِ مامان)، مامان‌جونی (مامانِ بابا)، و دو عمّه.


۵- دی‌نی‌ئیان
شامل دی‌نی‌های فامیل. رابطه‌ی خوبی دارم باهاشان.

 

۵- بابائیان (همچنین نامیده‌ می‌شوند: شهرِبازیان یا سیکس‌ْفِلاگزیان six-flags)

 آنان‌که دی‌نی نزدشان بیشتر اوقات رها بین زمین و هوا چرخ می‌زند.



  
نویسنده : حنا ; ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ۱۳٩٥


روزنوشت‌های یک دی‌نی ۹- خواب

دیشب حوالی ساعت ۳-۴ صبح از خواب بیدار شدم و آروم و بی‌صدا توی نور کم‌رنگِ چراغ‌خواب با خودم خلوت کردم. خداییش بچه به این گلی تو دنیا کسی دیده؟؟ هردی‌نی دیگه‌ای بود زمین و زمان رو به هم دوخته بود. ولی من همون‌جوری که توی گهواره به پشت خوابیده بودم  ساکت و آروم داشتم به بدبختی‌هام فکر می‌کردم. یکی دوبار بی‌اختیار دستام رو تکون دادم که خورد به دیواره‌ی گهواره. فکر کنم بابا رو بیدار کردم. قصد نداشتم بیدارش کنم، واقعا بی‌اختیار بود. بابا اول صبح فردا دو سه تا جلسه مهم داشت و شب قبل هم چون من تا خیلی دیر وقت خواب نمی‌رفتم مجبور شده بود بعد از خواب رفتن من تا ۲:۳۰ اینا بیدار بمونه تا کارهای جلسه‌ها رو تموم کنه.

 

چند لحظه بعد فهمیدم که بابا داره کورمال کورمال و خیلی آهسته میاد طرف گهواره ببینه من بیدارم یا نه. بعد همون‌طور آروم رسید بالای گهواره. صورت من رو نمی‌دید ولی من صورتش رو به خوبی توی نور چراغ‌خواب می‌دیدم. بابا یک لحظه ساکن سرجاش وایساد ببینه من حرکتی می‌کنم یا نه. من حرکتی نکردم. بعد بابا سرش رو آروم آروم آورد پایین و هی داشت دقت می‌کردببینه چشم‌های من بازه یا نه. بالاخره سرش رو به حد کافی پایین آورد که تونست چشم‌های من رو ببینه:
چشم‌های من بازِ باز بود، من به بابا لبخند زدم...

 

صورت بابا به طرفه‌العینی تقریبا کبود شد،‌ و چشم‌هاش اون‌‌قدر بزرگ شدند گفتم الان از حدقه می‌زنند بیرون. دودستی محکم زد توی سرش و  گفت بدبخت شدیم ...

 

 

 

  
نویسنده : حنا ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٥