اندر تاخيرات وبلاگيه

همشيره‌ی مکرمه‌ی برای ساليانی، دور از منزل، به تحصيل علم و دانش و طريقت مشغول بودند. گاه پيش می‌آمد که چندين هفته خبری از حضرت عليه نمی‌شد و مادر و اطرفيان شاکی که :"بابا يه خبری از خودت ‌می‌دادی، تلفن زدن که کاری نداره!!! "

باری، عليا مخدره در جواب می‌فرمودند که پنج-شش باری تلاش کرده تلفن بزنند ولی در هيچ‌کدام از تلاش‌ها موفق نشده بوده، و لذا تقصيری برايشان مترتب نيست!

من بارها تلاش کردم که حضرت را متقاعد کنم که اگر هزاربار هم تلاش کرده باشند ولی تماسی برقرار نشده باشد، عملا تلفنی زده نشده. و لذا تلاش ايشان برای رفع نگرانی خانواده عملا هيچ نتيجه‌ای نداشته. ولی تلاش حقير کانه ميخٌ فی‌الحجر سودی نبخشيد ...

در نهايت به تدريج اينجانب قانع شدم که استدلال حضرت اجل حتما بايد منطقی بوده باشد. حالا من هم در طول يک‌ماه گذشته چندين و چند بار قصد کردم بنويسم که هر بار به دليلی انجام نشد، يکی دوباری هم مطلبی رنگ‌و وارنگ نوشتم ولی هربار به دليلی تصميم گرفته شده پست نشود. اگر استدلال همشيره‌ معظمه مورد قبول اهل بينش و بصيرت باشد، هکذا عذر حقير نيز ناگزير پذيرفته بايد گردد. 

 

**********************
**********************
**********************

ماه رمضان. ماه تلاش و کوشش

نظر به اينکه رييس جمهور مردمی کشور عزيزمان معجزه‌ی هزاره‌ی سوم۱، سقراط زمانه ، ذخيره‌ی خداوند برای اين زمانه، و بالطبع نظراتشان جهان‌شمول (Universal) است، ما در خارج از کشور نيز در مورد ساعات کاری در ماه مبارک رمضان به ايشان اقتدا کرده و صبح‌ها ساعت نه سر کار حاضر می‌شويم و بعدازظهر ها هم ساعت يک‌ونيم کرکره را پايين می‌کشيم! (تعطيل می‌کنيم). مراسم قرائت قران و نماز و انواع ادعيه هم در بين ساعت نه صبح و يک‌ونيم بعدازظهر برقرار است. از ساعت يک‌ونيم بعد‌ازظهر تا زمان ملکوتی افطار نيز هم‌چون مردم هميشه‌درصحنه و انقلابی کشور اسلامی به "قيلوله‌ی ماقبل افطاريه" می‌گذرد، چه، خواب مومن نيز عبادت است. و اين عبادت بعد از صرف افطار نيز ادامه يابد تا سحر!

ولی اين حضرت استاد اينجانب که بی‌‌ايمان و ناآگاه به مسائل روز دنيا است، مدام نسبت به وضعيت اسفبار پيشرفت کار پروژه‌ها در چند هفته‌ی اخير ابراز نگرانی می‌کند. من بارها با استناد به سخنان نمايندگان ملت در مجلس شورای اسلامی۲ به استادم تذکر داده‌ام که اين "کاهش چندساعته در ساعات کاری در راندمان کارِ [اينجانب] تاثير ندارد" و "عملا حضور فيزيکيِ [حقير] دليل بر پيشرفت کارها نيست" و حتی "كاهش ساعت كاري در ماه رمضان به افزايش كارآيي مي‌انجامد". ولی گوش جناب استاد به اين حرف‌ها بدهکار نيست که نيست. دوستان لطف نموده استفتاء کنند که بنا به موارد ايراد شده آيا خون استاد اينجانب مشمولِ دماءِ مباح می‌شود يا خير.

 

پانوشت‌ها:
۱- تعبير همسر جناب الهام

۲- گوشه‌ای از نظرات نمايندگان محترم مجلس شورای اسلامی در دفاع از کاهش ساعات کاری در ماه مبارک: (به نقل از مهر)
كاهش چند ساعت در ادارات در راندمان كار اداري تاثيرگذار نيست! (محمدعباس‌پور عضو هيات رييسه كميسيون اجتماعي)
در واقع عملا حضور فيزيكي صرف در ادارات دليل بر انجام كار مفيد نخواهد بود!! (سيد محمدصادق نيرومند نماينده‌ي مردم نهبندان)
كاهش ساعت كاري ادارات در ماه رمضان به افزايش كارآيي مي‌انجامد!!! (ناصر سودانی نماينده‌ي مردم اهواز)

بعد دوستان ايرانی بهشون بر می‌خوره که چرا ضريب هوشی ايرانی‌ها در جداول دنيا بايد پايين‌تر از ضريب‌هوشی مردم سورينام و مراکش و فيليپين در جای‌گاه پنجاه‌ و هفتم باشه!!!


آخرين خبر:
"یک مقام آگاه به تازگی اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است." 



**********************
**********************
**********************

برو کار می‌کن مگو چيست کار

من کلا با اين شعر مخالفم. اوج مخالفت من ديروز بعد از ظهر رخ داد که برای چندين ساعت متوالی در وضعيتی نيمه بيهوش۱ در حال تماشای سقف اتاقم بودم. بعد ديگه کم‌کم "منِ خوب۲" به "منِ بد" گفت که: "بابا اين‌ که نشد که، حداقل پاشو يه‌کم دور و برت رو مرتب کن، يا مثلا جاروبرقی رو بردار کف اتاق رو يه جارو بزن، يه کاری يه تحرکی."
به محض اين‌که "من خوب" اين پيشنهاد رو داد، "منِ بد" سريعا وارد ميدان شد و  شروع کرد به استدلال کردن:
"نه! نه! صبرکن! ببين، يک محاسبه‌ی سرانگشتی نشون می‌ده که ده دقيقه استفاده از جاروبرقی نه تنها انتروپی دنيا را بيش از ده‌ها هزار ژول بر درجه‌ی کلوين افزايش می‌ده، بلکه باعث مصرف بيشتر سوخت در نيروگاه‌های برق و درنتيجه افزايش گازهای گلخانه‌ای شده و آينده‌ی بشريت رو به خطر می‌اندازه. فقط به اين فکر کن که اگر تمامی شش بيليون جمعيت دنيا به جای هفته‌ای يک‌بار جارو زدن اتاق، دو هفته يک‌بار اين‌کار را بکنند چقدر در مصرف انرژی صرفه‌جويی می‌شه و چقدر انسان از گرسنگی نجات پيدا می‌کنند. چه از ديدگاه ترموديناميک، چه از ديدگاه مکانيک آماری يا نظريه‌ی اطلاعات، کوچک‌ترين حرکتی که بکنی تا قيام قيامت بايد جواب‌گويی زياد کردن انتروپی دنيا باشی. اگه اين انتروپی چيز خوبی بود که خدا خودش می‌تونست انتروپی دنيا رو بينهايت خلق کنه، نمی‌تونست؟ ..."

من کاملا قانع شدم که هيچ‌کاری بهتر از ادامه‌ی خواب نيست...


پانوشت:

۱- اندر حکايت بی‌هوشی فصلی مشبع خواهم نبشت بعدا
۱- اثرات خواندن کتاب‌های روانشناسی!

راهکارهای جدید کنترل انتروپی دنيا (به نقل از دوستان) :
۱- روزها استراحت کنید تا شبها بتوانید راحت بخوابید.
۲- در نزدیکی تختتان صندلی راحتی بگذارید، تا اگر از خواب بیدار شدید، روی آن بنشینید و استراحت کنید.
۳-خوابیدن به نشستن، نشستن به ایستادن، ایستادن به راه رفتن الویت دارد.
۴- جایی که می توانید بنشینید چرا می ایستید.
۵- کار امروز را به فردا موکول کنید و کار فردا را به پس فردا.
۶- اگر حس کار کردن به شما دست داد، کمی صبر کنید...

 

***********************
***********************
***********************
***********************


هفته‌نامه‌ی ادبيات روزنامه‌ی اعتماد بعضی وقت‌ها (و متاسفانه فقط بعضی وقت‌ها) مطالب جالبی منتشر می‌کند. برای من، شماره‌ی نيمه‌ی شهريورماه گذشته‌اش يکی از اين شماره‌های جالب بود، با مطلب تاثيرگذاری از بلقيس سليمانی تحت عنوان من کيستم. اگر می‌خواهيد بلقيس سليمانی را بهتر بشناسيد اين گفتگو و اين گفتگو را بخوانيد.

  
نویسنده : محمدرضا اعلم ; ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٦