سلام

اگه اين کامپيوتر لعنتی اجازه بده و سايت محترم پرشيان بلاگ هنگ نکنه امروز می‌خوام ۴ تا کلمه بنويسم. اين کامپيوترو جرج تازه آورده ( تا حالا توی اتاق سانشون بوده!!!)‌سان يعنی پسرش که ۱ سالشه عکسش هم بک گراند کامپيوتره . کامپيوتر خوبيه ۳۲۰۰ و ا گيگ هم رم داره ولی مشکل هاردوری پيدا کرده و مدام هنگ می‌کنه حالا قرار شده اين آميت با کمپانيش تماس بگيره ببينه چکار می‌شه کرد....

عرضم به حضورتون که يه نکته‌ی جالبی که وجود داره اينه که اينجا هيچ چيز عجيب نيست. ديروز داشتم توی محوطه‌ی دانشگاه قدم می‌زدم ( هوا اينجا هنوز گرمه) و لباس آستين کوتاه هم پوشيده بودم . بعد يکی داشت از جلو می‌اومد شورت ورزشی پوشيده بود و يک کاپشن خفن زیپ کاپشنش رو هم بسته بود و کلاهشو هم انداخته بود روی سرش و بند کلاهش رو محکم بسته بود ( بالاتنه = قطب جنوب) من اصلا تعجب نکردم ( چون اينجا هيچ چيز عجيب نيست) ولی يه لحظه فکر کردم اگه توی ايران همچين قيافه‌ای ديده بشه چقدر توی چشم می‌زنه . آدم درست و حسابی هم بود و خيلی هم جدی داشت راه می‌رفت. اينجا لباس خيلی بی اهميت هست. مردم خيلی راحت لباس می‌پوشند . کلی از بچه‌ها با دم‌پايی ( يا سرپايی!)‌ميان سرکلاس . حتی بعضی از استادا با شلوارک ميان سر کلاس. من تا حالا يه استادو ديدم ( البته از بين ۵-۶ تايی که زياد می‌بينمشون)‌که بعضی وقتا کراوات بزنه. دانشجوهاهم که هيچوقت!

يه نکته‌ی ديگه مسلمونايی هستند که اينجا می‌بينيم. ديروز رفته بودم مسجد دانشگاه بعد اينا خوب بيشتر سنی هستند و از اون عرب‌های ((های رنک)). بعد يکيشون داشت وضو می‌گرفت شالاپ و شولوپ و پاچه‌هاشو زده بود بالا و ديگه وضعی که نگو و نپرس نمی‌شد از يک کيلومتری بهش نزديک شد. اونم با چه وضع لباس پوشيدنی... داشتم فکر می‌کردم که چقدر اين طرز وضو گرفتن برازنده‌ی اين عرب‌هاست! اونوقت ايرانی‌های باکلاس ....

يه موضوعی که در بابت تروريسم يه کمی ( شايد هم خيلی )‌دردناکه اينه که مارو قاطی اين عرب‌ها می‌کنند . به خدا من نژاد پرست نيستم ولی توی فرودگاه مثلا ما بايد اسپشيال رجيستريشن می‌کرديم. چندتا ايرانی بوديم و يه عده عرب و ... تنها چيزيش که خجالت داشت اين بود که ما بايد کنار هم يه جا وای ميستاديم و فقط می‌خواستم ببينيد اين عرب‌ها چه کار می‌کنند.

يه نکته هم در مورد  انگشت نگاری بگم که خوب اسپشيال رجيستراشين يعنی اينکه يه فرم پر می‌کنی و ازت عکس می‌گيرند و اثر انگشت. رفتارشون بسيار محترمانه و خوبه ( البته خوب مثل هر جايی آدم تا آدم هست ديگه بعضياشون هم معطل می‌کنند) بعد اثر انگشت هم اينطوريه که يه دستگاه کوچک هست که انگشتتو آروم می‌ذاری روش ( اونهم فقط دو تا انگشت ) اون‌لحظه داشتم مقايسه می‌کردم که اينا چون مارو تروريست می‌دونم از ما اثر انگشت می‌گيرند اون هم چه باکلاس و تميز و مودبانه و اونوقت ما توی کشور خودمون قدم از قدم برمی‌داريم بايد تا آرنجمون رو بکنيم توی استامپ و ۵۰۰ جا رو انگشت بزنيم و کلاسه‌ی آثار انگشتان دست و پا رو تحويل بديم. تازه استامپشم رو جوری می‌گيرند که تا دو ماه اثرش می‌مونه و با اسکاچ و سنباده هم پاک نمی‌شه ( انتخابات. اداره‌ی محترم گذرنامه.......) بعد تازه اين اثر انگشتا هم کشکيه . توی اداره‌‌شون پرسيدم که سيستمش چجوری کار می‌کنه. آفيسرش کامپيوترش رو ران کرد و نشون داد که کامپيوتر اثر انگشت رو تحليل می‌کنه و اگه تا ۸۰٪ شبيه‌ اثر انگشت قبلی باشد او کی هست وگرنه احتياج به ملاحظات بيشتری داره ( می‌خوام بگم که آثار انگشتی که توی ايران می‌گيرند هيچوقت هم تحليل نمی‌شه يعنی اصولا بدردی نمی‌خوره)

آقا امروز من عصبانيم بهتره ديگه چيزی ننويسم. ببخشيد ما مخلص عرب‌ها هم هستيم ولی بعضی‌هاشون واقعا ... اينجا بعضی وقتا مسلمون بودن خجالت داره ( به خاطر رفتار و سر و وضع ساير مسلمونا نه به خاطر ديگه‌ای )

آقا ما مخلص همتونيم

واما پاسخ به نظرات:

۱- ببين من گفتم اينجا در مقايسه با اروپا مردم مذهبی‌تر هستند. نگفتم که ديگه اينجا همه راهبه هستند و ... (تازه کلی هم يهودی خفن داره)

۲- آقا اسمتونو بنويسيد من ببينم مشکلتون چيه که تهمت‌‌های ناروا می‌زنيد . دوست دختر کدومه؟ اصلا دختر چيه؟

۳- ناآرام رو هم نشناختم و توی يو آر الش هم پيداش نکردم

۴- يه عکس هم هستش که همون روزهای اول گرفتم ( ازم گرفتند)

http://web.mit.edu/game/www/images/2003.08.29.kayak/P8290002.jpg

برای اونايی که منو نمی‌شناسند من اون وسطی هستم که تی‌شرت زرد رنگ پوشيده

  
نویسنده : محمدرضا اعلم ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٢