سلام

خوب ديگه ما به اين هوا عادت کرديم ولی واقعا اگه اين هوا بخواد بيشتر از يک ماه دوام بياره خوب سخته ديگه، يعنی چيز ميشه آدم حوصلش سر می‌ره همش بايد توی خونه باشی يا توی لبت ( چقدر نوشتن کلمات انگليسی به فارسی .... چيز .... می‌شه )امشب نمی‌دونم چرا اينقدر کلمه کم ميارم.

عرضم به حضورتون که يکی از دوستان خوب ما که به تازگی به کانادا رسيده خيلی از ديدن محيط اطرافش چيــــــــ .................. ز شده ، آهان متحير شده. اينه که .... البته بگم اين دوست ما قبلا هم توی شهر زندگی می‌کرده ولی خوب حالا ديگه يه کمی احساساتی شده و شروع کرده به عکس گرفتن ، از گلاب به روتون دستشويی بگيريد تا عرضم به حضورتون که تلفن و اينا. بريد توی ياهو بريفکيسش تا عکساشو ببينيد:

http://uk.f2.pg.briefcase.yahoo.com/zamanife

ديگه عرض کنم که خب اينجا هيچ خبر خاصی نيست. ديشب با يکی از دوستان (جناب ای-هانگ،‌اين حضرت والا از نوادگان پادشاهان چين هستند و متولد تايوان می‌باشند) رفتيم کنسرت هارپ (چنگ). واقعا جالب بود. هم صدای بسيار زيبايی داره و هم بسيار سخته نواختنش. (البته حتما هم بايد خانم (دختر خانم!) باشيد که بتونيد چنگ بزنيد!! ) و خوب می‌دونيد که چنگ را با انگشت می‌زنند ( و نه با ناخن) اينه که پوست نوک انگشتای اونايی که چنگ کار می‌کنند يه کمی حالت خوردگی پيدا می‌کنه. يه زمانی توی قصه‌ها می‌خونديم که اينقدر نواخت تا از انگشت‌هاش خون جاری شد، کاملا چي......زه  درسته. ببخشيد اگه اين اراجيف رو همينجوری که دارم می‌نويسم بخونيد حس بيشتری نسبت به ::چيز؛؛ اش می‌گيريد ( همينجوری که دارم می‌نويسم يعنی ساعت ۱۲ نصف شبيه و هر چند دقيقه يه بار هم پلک‌هام روی هم سقوط می‌کنه . حالا هم که همش دارم خميازه می‌کشم. يه نوشابه‌ی نصفه‌ هم اينجا گذاشته که هر چند دقيقه يه ذره‌شو می‌خورم. اوفوک هم صداش داره می‌ياد داره به ترکی يه چيزی بلغور ميکنه فکر کنم داره با نامززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززدش حرف می‌زنه. ايندفه واقعا خواب رفتم......

در مورد تايوان، تايوان عرض کنم که دوم most educated minority  آهان، نه، اولين همون چيزی که انگليسی نوشتم توی آمريکاست. يعنی بين تايوانی‌هايی که اينجا هستند بيشترشون تحصيل‌کرده هستند. دوميش هم مملکت عزيز خودمونه که همه‌ی تحصيلکرده‌هاش در رفتن اومدن اينجا. بنابراين اينجا اکثر ايرانی‌هايی که ببينيد تحصيلکرده هستند.

هفته‌ی گذشته هم که سخنان مقام معظم رياست جمهوری بود و ديگه اين کانال‌های تلويزيونی خودشون رو کشتند. ۲۰ تا کانال همزمان به صورت مستقيم سخنرانی معظم‌له را پخش می‌کردند. البته يه فرقی با بعضی جاها (....)  داره که بعدش هم پاسخيه (داريم همچين لغتي؟) دمکرات‌ها پخش شد که پاسخ که چه عرض کنم کلکسيون فحش و بد وبيرا ه به جناب بوش بود. اينقدر بهش فحش دادند که برای اولين بار دلم به حالش سوخت. بالاخره ديگه مردم سرشون گرمه . ما چيزی از سياست ننويسم که بهتره

مردم هم که خوب حال اين سياست‌مدارهای عزيز ما رو گرفتن. درستش هم همينه. اونا خودشون زبون خودشون رو می‌دونن. يه ساخت و پاختی ميکنن و همه چيز به خوبی و خوشی حل می‌شه ( بعدش هم اسمش می‌شه مديريت بحران! يا يه چيزی شبيهش) . فرقش با بقيه‌ی حالات اينه که قبلا برای اينکه اين بحران جدی‌تر نشون داده بشه و امتيازات بيشتری از طرف مقابل گرفته بشه،‌يه مشت دانشجو هم رو ميريختن وسط و يه مشت آدمی که نه سر پيازن نه ته پياز کتک می‌خوردند و بازداشت و هزار تا بدبختی، اون بالا هم که يه عده ديگه سودشو می‌کردن ، اين دفعه ديگه هيچ‌کی care‌ نکرد که چی به چيه.

اين هفته سه جلسه معرفی دين بهايی توی دانشگاه بود. اين دين جالبيه همه‌ی پيغمبر و خدا و اماماشون ايرانيند. نمی‌دونم سايتشون توی ايران بازه يا نه ولی در هر حال اگه حال داشتيد www.bahai.org در موردشون يه چيزايی نوشته.

اوفوک ديشب از من پرسيد چه قوانين جديدی برای زلزله توی کشورتون وضع شده. به من گفت که بعد از آخرين زلزله‌ی فجيع ترکيه، کلی قانون وضع شده که بايد همه خونه‌هاشون رو بيمه کنند و يه طرح مقاوم سازی خانه‌های ضعيف و از اين حرفا... گفتم آره (ر رو با تشديد بخونيد) بابا. تموم سياست مملکت ما شده جيب ! فعلا دعوا سر پوله. جون مردم کيلويی چنده. يادم اومد دکتر الستی تهران ده سال پيش و الان رو با استانبول ده سال پيش و الان مقايسه کرده بود... از نظر وسعت و جمعيت شبيه هم هستند ، ده سال پيش هم مثل هم بودند . حالا يکی بياد مقايسه کنه...

 

 آقا ما بريم که امشب ادله‌ی کافی هم برای جنابان نگاهبان فراهم شد که پس فردا ما رو از زندگی رد صلاحيت کنند. شب خوش

آهان فقط يه چيزی . يه سری اين وبلا‌گها رو من نمی‌فهمم کی‌هستش يعنی اينکه اسمش کيه  . اگه يکی لطف کنه به من بگه من خيلی ممنون می‌شم اين سيمبا و کوچولی تنهاو  ميخ طويله و پپسی کولا و سيبک ترمز خوب يه کم سخته از اسم وبلاگشون فهميد که کی‌ هستند از خود وبلاگشون که بعضی‌هاش واقعا هم قشنگه يه کمی سخته فهميد يعنی راستش من که نفهميدم

  
نویسنده : محمدرضا اعلم ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳۸٢