درس‌های زندگی (۲)

اولا از همه‌ی دوستان بخصوص ايرانيان مقيم خارج از کشور صميمانه دعوت می‌کنم که برای share‌ کردن تجربياتشون با ديگران نظرات و پيشنهاداتشون را کتبا يا شفاها به اينجانب منتقل کنند (قبلا و قلبا سپاسگذاری می‌شود)

۱- اصولا اولين چيزی که آدم اينجا می‌ره دنبالش که بخره قابلمه و بشقاب و چنگال و از اين جور چيزاست. و اولين سوالی هم که برای آدم پيش مياد اينه که قابلمه‌ی چند نفره بخره. اگه بی‌تجربه باشيد خوب قابلمه‌ی يک نفره (يا دو نفره ؟!) می‌خريد. ولی اگه قبلا اين وبلاگ رو خونده باشيد تصميم عاقلانه تری می‌گيريد.
خوب اگه قبلا اهل آشپزی کردن نبوده باشيد، اولش خيلی از آشپزی کردن لذت می بريد و صبح و ظهر و شب غذاهای مختلف درست می‌کنيد
. بعد خیلی زود می فهمید که این دخترهاهم خیلی شلوغش می کنند که آشپزی من فلان فلان خوبه و از این حرفا، اصلا هم کاری نداره. به نظر من اتفاقا آقایون اگه یه کمی تمرین کنند خیلی هم بهتر آشپزی می کنند.   بالاخره اینقدر هیجان زده شدید که اگه با همين سرعت پيش بريد ظرف يکماه کتاب رزا  منتظمی رو تموم می‌کنيد. ولی متاسفانه خيلی زود اين کار براتون boring می‌شه. بنابراين به alternative های ديگه فکر می‌کنيد. مثلا اينکه يه قسمتی از آشپزی که هر بار بايد repeat
کنيد رو يه جورايی فاکتور بگيريد. مثلا برنج خوب جزء ثابت غذای ايرانی هست.
يکی از ايده‌هايی که می‌تونيد استفاده کنيد ايده‌ی به اصطلاح يک
تیر و چند نشون هست. خوب خيلی واضحه شما يک شب مقدار زيادی برنج می‌پزيد و تا چند شب ديگه فقط چيزی که همراهش قراره بخوريد رو درست می‌کنيد. (البته بعد از چند شب ديگه از قسمت دوم هم حوصله‌تون سر می‌ره و .... الان ديگه حدود ۱۰ ماهه که صبح و ظهر و شب بيرون غذا می‌خوريد مگه اينکه ديگه بی‌پولی مجبورتون کنه دوباره آشپزی کنيد). anyway بنابراين در مورد عناصر critical  آشپزخانه مثل قابلمه خيلی بايد دقت بخرج بديد. من توصيه می‌کنم يه قابلمه‌ی حدود ۲۰ نفره بگيريد. غذای توی قابلمه‌ی ۲۰ نفره را ۲۰ نفر توی يک شب می‌خورند و يا اينک يک نفر می‌تونه توی ۲۰ شب بخوره. برنج هم از اون غذاهايی هست که توی يخچال خراب نمی‌شه (اين بارها تست شده) و حتی عدس پلو و نخود پلو (يکی از اختراعات جديد شما) هم تا ۱۶ رو به خوبی جواب دادند (من ايشالا جواب نهايی را تا ۴ روز ديگه برای شما می‌نويسم) بالاخره که بخوريد و از زندگی لذت ببريد   .

۲- مامان ها خيلی اصرار دارند که خوردن نوشابه‌ی گاز دار کلا خيلی بده و ديگه اگه شما بخواهيد صبح مثلا همراه صبحانه بخوريد که ديگه گناه کبيره شده.  من خدمتتون می‌خوام عرض کنم که عليرغم احترام خاصی که من برای مامان‌ها قائل هستم تجربه نشون داده که هيچ صبحانه‌ای بهتر از نوشابه‌ی گاز دار (مثلا کوکا يا پپسی) با يک نوع کيک (حتی در بدترين وضعيت دانکين دونات ) نيست. تجربه باز نشون داده که در طول ۶ ماه هيچ اتفاق بدی که نمی‌افته هيچ شما کلی هم احساس شادابی و نشاط بيشتر می‌کنيد. بنابراين اين صبحانه‌ی با روح و هيجان انگيز و خوشمزه را حتما به برنامه‌ی غذايی خودتون اضافه کنيد.  اگه میخواهید نوشابه خیلی گرون هم در نیاد برید star market  یا walmart   یه جعبه ی 50 تاییش رو بخرید که یک ماه  داشته باشید. تقريبا نصف قيمت درمياد

۳-خوب اصولا روی هر پروژه‌ای که کار بکنيد يه روزی استادتون بايد به اون شرکت يا موسسه‌ای که ازش پروژه‌ را گرفته جواب پس بده و به شما می‌گه که مثلا تا دو روز قبلش نتايج زحمات شبانه روزيتون را براش ببريد. فرض کنيد شما روی سيستم فرود اتوماتيک هواپيما کار می‌کنيد و يک کنترلر قرار بوده طراحی کنيد که هواپيمای مسافربری رو بر روی زمين بنشونه. متاسفانه شما هنوز نمی دونيد چرا با اينکه همه چيز درسته یعنی فرمولیشن مسالتون که محشره یک بار هم چک کردید، کنترلر هم همونه که از توی کتاب درسی کپی کردید باز شبیه سازی های شما اون جوابی که انتظار دارید رو نمی دهند. در حقيقت هواپیما در لحظه ی فرود یک زاویه ی  Pitch حدود 30 درجه داره و زاویه ی Yaw ش هم حدود 10 درجه است (که البته قابل صرفنظر کردن هست) حالا اینها خیلی مهم نیست. مشکل بزرگتر اینه که سرعت عمودی هواپیما وقتی ارتفاعش صفر می شه به صفر نمی رسه. خوب این فرود خوبی نیست (البته علما می دونند که این اسمش فرود نیست ) ولی خوب حالا بالاخره باید یه کاری کرد دیگه. بعد از 7-8 ماه زحمت شبانه روزی و بی خوابی دیگه دو سه روز دیگه استادتون می خواد نتایج کار شما را ببره  و برای سال بعد هم چند تا پروژه ی جدید بگیره.

خوب من اصلا به جوب زدن اینا اعتقاد ندارم ولی اگر مطمئنید که معادلاتتون درستند، کنترلر هم که حتما درسته چون توی کتاب بوده فقط می مونه خود برنامه ی کامپیوتری که خوب ممکنه یه جاییش یه ایرداتی داشته باشه. بالاخره ده ها خط برنامه است دیگه ممکنه هر جاییش یه اشتباهی رخ داده باشه. شما هم دیگه خیلی وقت ندارید باید تا آخر هفته این نتایج رو خدمت استادتون عرضه کنید.

یکی از روش های مدیریت بحران استفاده از امکاناتی است که شرکت های نرم افزاری در اختیار شما گذاشتند. من فقط برای نمونه دو سه مورد رو می گم. اگه از نرم افزار matlab استفاده می کنید، یه دستوری هست به نام spline. می تونید چند تا نقطه را مطابق رفتاری که از هواپيماتون انتظار داريد روی نمودار بگذارید و با کمک این دستور یه curve خیلی smooth بکشید. اينجوی می‌تونيد کاری کنيد که سرعت هواپیما روی باند فرودگاه دقیقا صفر بشه (این روش رو دانیل به من یاد داد) . دیگه انشاءا... بعدا روی برنامه بیشتر کار می کنید که بفهمید اشکالش کجا بوده. روش دیگه یه کمی غیر علمی هست.  و اون اینه که از نرم افزارهایی نظیر 3D-Studio  یا corel draw استفاده کنید. بهرحال انجام این کار در حالت عادی از نظر شرعی هم اشکال داره ولی همانطور که می دونید خیلی از کارها در مواقع ضرورت اشکالشون برطرف می شه. دو سه ساعت بعد شما یه گزارش کامل دارید با شبیه سازی سه بعدی رنگی که استادتون اگه ببینه از شدت شعف تا سه شب خوابش نمی بره... 

خوب عذاب وجدان هم لازم نیست بگیرید. حالا این نرم افزارشما رو که مستقیم نمی برند فردا صبح روی هواپیمای مسافربری تست کنند. هزار دفعه چک  می کنند و اصلا شاید خودشون اشکالش رو پیدا کردند. و اصلا شاید برنامه درسته فقط خروجی هاش یه جاهایی ایراد داره.  اصلا شاید خروجی هم ایراد نداره کامپیوترتون خرابه. کسی چه می دونه؟

پايان

 

پی اس: اين تابستونی يه کمی کار و بارم درهم شده بود. اين بود که متاسفانه (يا خوشبختانه) نتونستم زودتر update کنم. خيلی ممنون از همه‌ی comment ها و  email ها...

  
نویسنده : محمدرضا اعلم ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۳