سلام

عرض کنم خدمتتون که نمی‌دونم اين اراجيف تا کی برای شماها جالب باشه ولی به هر حال هر چند وقتی سعی می‌کنم يه چيزايی بنويسم.

مهمترين خبر اينکه ساعات خواب من که مدت‌ها بود دو رقمی شده بود در حال تحول هست و رقم دهگانش به عدد ۲ در حال نزديک شدن می‌باشد. اگر ام آی تی تا يک ماه ديگه منو اخراج نکرد اسمش ام‌ آی تی نيست. و اما ساعاتی که خواب نيستم ( و صد البته تعداد اين ساعات يک رقمی و در برخی موارد کمتر از ۵ است)‌: به طور مثال ديشب شام ولکام در آپارتمان اشدون بود ( برای اينرناشنال ها ) بعدش هم دوباره شام رفتم اتاق دوستان بعد از کلی گپ و گوش دادن به موسيقی و ... با يک سری ديگر از دوستان رفتيم فيلم ببينيم که متاسفانه حدود ۳ ساعت طول کشيد. امروز هم که تا ساعت ۱ بعد ازظهر خواب بودم بعدش هم ناهار (صبحانه) و بعدش هم تلويزيون و ...  خلاصه که اينجوريه ديگه.

يه نکته‌ای که اينجا وجود داره اينه که هيچکس کاری به کار آدم نداره. مثلا ديشب داشتم فکر می‌کردم که در اتاق را از داخل قفل نکنم يه وقت يه اتفاقی افتاد مثلا مردم بجه ها بيان بالاخره يه سری بهم بزنند. بعد فکر کردم که کی ممکنه بياد. اگه من تلفن را از پريز بکشم. هيچکس نمی فهمه که من کجام و دليلی هم نمی‌بينه که بدونه من کجام. لذا به طور يقين تا بو نگيرم کسی نخواهد اومد جنازم رو برداره. تازه اونوقت هم تلفن می‌کنند آتش نشانی.... اين خصوصيت اينجاس ديگه

اينجا ماهی يه روز تعطيل کشکی می‌دن. فردا هم اون روز تعطيل کشکی در ماه سپتامبر هست. خوب من ديگه بايد برم بخوابم چشام سنگين شده تا برسم آپارتمان ساعت ۶ شده و ديگه وقت خوابه. خوشبختانه فردا هم که تعطيله فکر کنم بعد از مدت‌ها بتونم يه خواب راحت بکنم.

آقا بيشتر نظر بديد و بگيد اونجا چه خبر هاست. آب و هوا چطوره و از اين جور چيزا تا من هم بيشتر انگيزه بگيرم. شب به خير

  
نویسنده : محمدرضا اعلم ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٢