.................

دکتر سانين ( Sonin) سرش رو به آرامی به روی ورقه خم کرد. مک يه کمی عصبی بود و هنوز به چشم‌های دکتر نگاه می‌کرد. موهای روشن و کم‌پشت و چروک‌های صورت کشيده‌ دکتر به همراه بلوز يقه‌اسکی قهوه‌ای سوخته‌ای که لاغريش رو دوچندان نشون می‌داد همه باهم ترکيب خوبی از يک آدم مهربون و با شخصيت ساخته بود. دستش رو در حاليکه قلم رو بين انگشتانش نگه داشته بود بالا آورد و با انگشت شست و اشاره‌ عينکش رو گرفت و يه کمی بردش بالا. در حاليکه انگشتاش هنوز قاب عينکش رو گرفته بود يه لحظه مکث کرد و عينک رو برگردوند پايين. فکر کنم فهميد محل قبلی عينک خوب بوده. نفسش رو از دماغش داد بيرون و سرش رو آورد بالا. نگاهی به مک انداخت و سرش رو تکان داد و آروم گفت :  ...... No way

تقريبا هرکسی بياد اين دانشگاه درس مکانيک سيالات معروف به شماره‌ی درس ۲.۲۵ را با دکتر سانين خواهد گرفت. درس بسيار خوبيه و حدود ۴۰ ساله که به همين روش تدريس می‌شه. بنابراين کاملا آموزنده است با گنجينه‌‌ای از سوالاتی که هر کدوم يک پروژه‌ی جدی علمی بودند... ولی بالاخره course يعنی دردسر...

پروفسور سانين ديگه خيلی پير شده. هنوز آدم علمی و به‌روزی محسوب می‌شه ولی از دوسال پيش به يک بيماری مبتلا شده که تمرکزش رو از دست می‌ده. يکدفعه ناگهان همه چيز رو فراموش می‌کنه. برای همين هم داره کم کم از تمامی پست‌هاش استعفا می‌ده. فکر کنم از امسال ديگه دانشجو هم نگيره

اون روز، آخرين روز اعتراض به نمره‌ها بود. سوالی که دکتر سانين تصحيح می‌کرد رو به مک داده بود ۱ از ۱۰.

Dr Sonin: Look, no way, your understanding of problem is wrong, your governing equation is wrong, your approach is wrong, ....

mac: no no no, wait professor sonin, look , I've written full Navier stokes equation in the expanded form, then I multiplied both sides by "u" and then divided both sides of the full nonlinear navier stokes equation by "v". then I took the root square of both sides of the nonlinear navier stokes ....

Dr sonin: ok, ok, I understand, but you shouldn't use full navier stokes equation, everybody knows that this equation cannot be solved analytically...

mac: professor sonin, I've written two pages, you should give me at least 3 points. 

Dr sonin: no, I told you that your answer  is totally ....

چشمهای دکتر سانين يک‌لحظه يه جايی روی ديوار قفل شد و يک لحظه سکوت کرد. بعد با من‌من کردن در حاليکه دور و بر رو نگاه می‌کرد  گفت

Dr Sonin: you answer is ......completely ...... totally .... totally .... completely ................ ummmmmm .... is completely ......... ummmmmm, ummm, .........

پروفسور سانين همه چيز رو فراموش کرده بود... اين يعنی يک فرصت!‌ از اون فرصت‌های استثنايی که توی زندگی آدم‌ها يکی دوبار بيشتر پيش نمياد. پروفسور سانين هنوز داشت با خودش کلنجار می‌رفت که :

Dr. Sonin: .... is completely ..... ummmmm ..... totally .... it is .... completely

mac (very slowly و با زيرکی خاصی) : incomplete ...

Dr. Sonin: huh??? yes! (loudly) yes! it is incomplete, it is incomplete.

دکتر يه‌لحظه خيلی کوتاه تامل کرد و بعد ادامه داد:

Dr. Sonin: but if it is incomplete, why it is 1 out of 10, I can give you more, how about 4 or 5 out of 10, yes, yes, 5 out of ten...

mac: Dr Sonin, how about 8 out of ten, because it is just incomplete, that doesn't mean that it is wrong...

Dr sonon: look, only 7.0, I wont give you more, grade is not that important,


مک درحالی‌که در پوستش نمی‌گنجيد سرش رو مثل کسی که داره از حق مسلمش که پايمال شده می‌گذره تکان داد و گفت : خيلی خوب، اشکالی نداره، ممنون.... ورقه رو گرفت و بدو زد بيرون... بعدش نوبت من بود!

اون شب مک به بچه‌های لب شام داد (البته fast food! ). من نمی‌گم که بچه‌ها رو چی مهمون کردم. اصلا من از همون اول نمره‌ام کامل بود...

 

سوال اخلاقی: چه اتفاقی برای مک رخ داده که همون پسری که سال پيش رفت به استاد يکی از کلاس‌هاش گفت که يک نمره‌ی اضافی گرفته و اصرار کرده بود که اون يک نمره رو ازش کم کنه، امسال از اين کارها می‌کنه و اصلا هم احساس عذاب وجدان نمی‌کنه؟ (به بهترين جواب يک پف‌فيل لی‌لی پوت اهدا می‌شود (اين garbage ها هنوز توی ايران هست؟؟))

 

************************

اخبار خرچنگی‌!
تئاتر Amerika  (با k) اثر فرانتس کافکا رو ديدم. ( کتابش هم به اسم Amerika  و هم به اسم  the Disappearance چاپ شده). مثل بقيه‌ی کارهای کافکا (شايد بهترينش مسخ metamorphosis) به نوعی بيگانگی ناخواسته و گنگِ فرد در تقابل با اجتماع رو تصوير می‌کنه. يک مقاله‌ی کوتاه ولی خيلی جالب رو از اين لينک می‌تونيد ببينيد:
http://www.amrep.org/articles/3_3c/kafka.html
صحنه‌پردازی و نور بد نبود، خيلی هم عالی نبود. بازيگرهای خوب داشت ولی همه هم آنچنان عالی نبودند. بعد هم با چندتا دوستان فرانسوی نشستيم سر کارهای آلبرکامو بحث کردن. من فقط يادگرفتم چطوری کامو رو مثل فرانسوی‌ها کاميييييو تلفظ کنم!

ديگه فيلم مستند Ahmad Mahmoud; A Noble Novelist ساخته‌ی بهمن مقصودلو را ديدم. خود آقای مقصودلو هم بود و هم اول فيلم و هم بعدش صحبت کرد و به سوال‌ها جواب داد. فيلم بشدت حرفه‌ای درست شده. من رو ياد دوران گذشته و عشق ساختن فيلم مستند انداخت. هنوز هم خيلی دوست دارم فيلم مستند بسازم، اگه وقتی بشه. توی نوجوانی که خيلی نشد... يک تحليل کوتاه فارسی از فيلم احمد محمود رو از اين لينک ببينيد. (disclaimer : احمد محمود هيچ ربطی به دکتر محمود احمدی نژاد ندارد)

http://www.ifvc.com/reviews-bbc-ahmad-mahmoud.htm

 ***********************

آخر اينکه ما (من و رضا کريمی) از ۸ جولای تا ۱۶ جولای قراره که california باشيم. احتمالا بيشتر حوالی استنفورد و LA اينا. اگه کسی از خوانندگان عزيز اون طرف‌هاست و علاقه‌منده  که ما رو entertain کنه (يا بخواد ما entertain اش کنيم! ) به من خبر بديد

 

  
نویسنده : محمدرضا اعلم ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۸٤