سفرنامه

سلام

خوب اين هفته‌ای که گذشت يک مسافرت شيکاگو جور شد (جور که چه عرض کنم!! علما دانند) و در مسير برگشت هم قسمت اين بود که توی pittsburgh توقفی داشته باشم:

شيکاگو: شهر آسمان‌خراش‌های فرسوده

اگر از فرودگاهِ سرراهی شيکاگو! (Chicago Midway Airport)  وارد شهر بشويد و دوستانتون هنوز از Iowa city نرسيده باشند اولين کاری که به نظرتون می‌رسه اينه که با ترن بريد سمت مرکز شهر و کمی day life شيکاگو رو ببينيد. تنها ترنی که از اين فرودگاه سرراهی تا مرکز شهر می‌ره هم، فقط از بين يک عالمه ساختمان‌های بلند بسيار قديمی و فرسوده رد می‌شه. اولين impression شما از شهر احتمالا همين شهری پر از برج‌های فرسوده خواهد بود که من رو به ياد نمايشنامه‌ی America نوشته‌ی فرانتس کافکا می‌انداخت (هرچند اون نيويورک بود) يا خود نمايش معروف chicago که شنيدم قراره در دبی روی صحنه برود. با اين وجود خيلی زود شيکاگو رو شهری بسيار زنده (live) و زيبا خواهيد يافت

chicago old towers 

وقتی به مرکز شهر رسيديد يکسری trolly مجانی داره که می‌تونيد باهاش بريد دور شهر رو بگرديد. ولی اگر يک چمدون خيلی بزرگ همراهتون باشه برای اينکه وارد trolly بشويد بايد به روش‌های ايرانی متوسل بشيد. (ديگه detail اش رو می‌گذارم به عهده‌ی خودتون! ). بعضی جاها روش‌های ايرانی چنان کار می‌کنند که راننده چمدونتون رو می‌گذاره پشت شيشه‌ی جلو و شما رو می‌نشونه روی صندلی کمک راننده!

    trolly 

اين هم چندتا عکس از downtown شيکاگو:

downtown chicago    

 downtown chicago 

بلندترين برج آمريکا ( sears tower ) که تا سال ۲۰۰۱ بلندترين برج دنيا بوده هم در شهر شيکاگو است.

sears tower 

اين هم منظره‌ای از بالای sears tower از downtown شيکاگو

downtown chicago, as seen from sears tower 

صبح يکشنبه هوای دمدمی شيکاگو بارونی شد:

Chicago downtown, A rainy morning 

يکی از معروفترين جاهای ديدنی شيکاگو، پارک هزاره است که برای جشن‌های سال ۲۰۰۰ ساخته شده است.

Millenium Park 

شب هم drive  کرديم رفتيم Urbana-Champaign پيش دوستان در uiuc= university of Illinois at Urbana-Champaign

 UIUC campus  

 

*******************

پيتزبرگ: شهر پل‌های معلق

اولين چيزی که در سفر از فرودگاه تا مرکز شهر جلب توجه می‌کنه طبيعت بسيار زيبا و متفاوت غرب ايالت Pennsylvania است. بر خلاف شيکاگو و شرق آمريکا، طبيعت غرب pennsylvania ترکيبی از تپه‌های کوتاه و جنگل‌های تنک است. تعدد پل‌های معلق زردرنگ در ابعاد و شکل‌های متفاوت دومين چيزی است که در بدو ورود به شهر به چشم مياد. 

Pittsburgh, where people and rivers meet 

downtown pittsburgh 

downtown pittsburgh, another view 

اطراف دانشگاه carnegie-mellon طبيعتی خيلی زيباتر از خود pittsburgh داره:

Carnegie-Mellon University, Pittsburgh 

***********************

مهمانی با اعمال شاقه:
در campus دانشگاه cmu با دعوت رسمی دوست عزيزم م.ت. (از من خواسته اسمش رو نيارم، ولی علما دانند) در منزل ايشون بوديم و طی دو روز ۲ کيلو وزن کم کردم! از کرامات دوست عزيزم اينکه ايشون نه تلفن همراه دارند و نه منزلشون تلفن داره. و زنگ در خونه‌شون که واحدی در طبقه‌ی دوی يک آپارتمان سه طبقه‌ است کار نمی‌کنه. حالا ايده بدهيد چطوری ساعت ۱۲:۳۰ بعد از نصف شب وارد خونه‌ی دوستتون خواهيد شد. از ساير کراماتشون اينه که نمک و شکر اصلا نمی‌خورند که فشار خون نگيرند، و علاقه‌ی وافری دارند که مهمان بيچاره‌شون هم فشارخون نگيرد!

***********************

برای اينکه قيمت بليط کمتر در بياد مجبور شدم در مجموع شش بار هواپيما عوض کنم و عرض و طول کشور ايالات متحده را شونصد بار دور شمسی قمری بزنم. تمام رباط‌‌های روی قوزک پام بشدت دردناک شده‌اند (قضيه‌ی نويز فرکانس بالا را مستحضر هستيد که خستگی آنی نمياره ولی صداش بعدا در مياد)
بالطبع يکی از کارهای مورد علاقه‌ی من عکس گرفتن هنگام پرواز هست.

Clouds 

من دوشنبه حوالی ساعت ۱۰:۳۰ شب از شيکاگو به سمت urbana-champaign (که دو و نيم ساعت تا شيکاگو فاصله داره) حرکت کردم. کمبود شديد خواب (ساعات خواب من در روزهای قبل: جمعه: صفر، شنبه: چهار، يکشنبه: چهار!) و خستگی مفرط مسافرت باعث شده بود که واقعا گيج باشم. من تابلوهای خيابان‌های فرعی رو که اصلا نمی‌ديدم و برای ديدن تابلوهای بزرگ‌راه‌ها مجبور بودم چندين بار نور-بالا پايين کنم تا چشم‌هام focus کنند (اعصاب راننده‌های جلوييم خورد شده بود). برای بزرگ راه هم ديگه برای چشم‌هام بايد متوسل به چوب کبريت می‌شدم! برای اينکه بيدار بمونم، با اينکه هوا سرد بود، کولر ماشين رو روشن کردم گذاشتم درجه‌ی آخر که از شدت سرما دندون‌هام به هم بخوره، نوار آرش ۸۴ رو هم گذاشتم صداش رو تا آخر بلند کردم و ماشين رو گذاشتم رو cruise control، دَه تا بالای speed limit ( حدود 75mi/hr=120 km/hr که اصولا جريمه نمی‌کنند). ديگه خدا رحم کرد که بزرگراه I-57 south تا urbana يکدونه پيچ هم نداشت. وگرنه که امشب شب سوم منو بايد می‌گرفتيد. حدود ۲:۰۰ نيمه شب توی urbana خوابيدم و ۴ ساعت بعدش دوباره توی ماشين بودم چهار نعل بسمت midway airport !!

تشکرات بسيار فراوان از ميثم و حميد که از Iowa city زحمت کشيدند اومدند و باعث شدند شيکاگو خيلی خوش بگذره، محسن عزيز که هم يکشنبه شيکاگو با ما بود و هم دو شب در urbana ميزبان ما بود. حميدرضا و محمد و سايرين هم که خيلی لطف کردند. مهدی و سعيد هم در ميشيگان که لطف فراوان داشتند ولی متاسفانه هرچقدر تلاش کرديم جور نشد که ببينيمشون.

  
نویسنده : محمدرضا اعلم ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۸٥