يه چيزی شد که حيفم اومد ننويسم
همين آلان مامان و خواهر مک اومده بودند لب ما رو ببينند. خب فقط من اينجا بودم مک منو معرفی کرد و ....
ولی اینکه مامان مک از کليف ( مخفف کاليفرنيا) پا شده اومده اينجا که به پسرش سر بزنه ( پسرش يه بچه‌ی ريزه ميزه و مامانی نيست حداقل ۱۵۰ کيلو وزن داره با ريش پروفسوری و ۲ متر قد دور دنیا رو هم گشته چند سالی اسپانیا بوده و چند سالی فرانسه و ...)
مامان شما چند بار اومده دانشگاه شما رو ببينه؟؟؟

/ 3 نظر / 28 بازدید
ن

سلام هی مامان مک هيچ کار ديگه ای نداره بکنه اومدنش به لب شما هم يک تفريحه مگه نه؟‌ دانشگاه های ما هم همچين تفريحی ندارند نه درياچه ای در کاره ونه يک عالمه درخت و نه يک خوابگاه قديمی تو طبقه .... خوب ديگه کی مياد دانشگاه فکسنی و بی در و پيکرت رو تماشا کنه؟

s

بابا اون حتما رفته پسرشو ببينه نه دانشگاهو . اين که ساده است...

نا آرام

سطر اول را که خوندم گفتم اين نامردا چه زود رفتن تو نخ لبای ممد. عجب ژيره زنای نالوطی هستند. ترسيدم ولی مثل اينکه بی خودی بود