آداب پارکینگ دانشگاه

من الان عجله دارم و خیلی نمی‌رسم با جزییات ماجرا رو بنویسم. فقط گفتم این رو سریع بگم که اگه تازه پرمیت پارکینگ دانشگاه‌تون رو خریدید و روز اول هست که میرید ماشینتون رو توی اون پارکینگ پارک کنید و اگه دیدید یه  بی ام و  قراضه جلوتون هی لفت میده دستتون رو نگذارید روی بوق و ...
(اجازه بدید من دیگه سه نقطه‌اش رو خیلی باز نکنم)
 

حالا این توصیه دلایل خیلی زیاد اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و غیره داره ولی یکی از دلایلش هم اینه که اگه به این توصیه عمل نکنید احتمال داره چند دقیقه بعدش مجبور بشید با صورت و گوش‌های قرمز و در حالی که خیس عرق هستید برای رییس دانشکده‌تون (که از شانس بسیار خوبتون راننده دقیقا همون بی ام و قراضه بودند) توضیح بدید که قصد جسارت نداشتید و این سوء تفاهم به خاطر "تفاوت فرهنگی" بوده چرا که توی ایران مردم وقتی میخوان سلام کنن بوق میزنن (حالا تا اینجاش خیلی هم دروغ نیست) و تازه اینکه اگه خیلی بخوان سلام خالصانه و دوستانه و ارادتمندانه بکنند خیلی بوق طولانی می‌زنند (این حالا ممکنه یه کم دروغ باشه ولی بهش میگن دفع افسد به فاسد، بهتر از اینه که از نون خوردن بیفتید دیگه)

کلا اصلا توی پارکینگ دانشگاه خوب یه خورده دندون رو جیگر بگذارید. میدونم سخته ولی این رو از من داشته باشید وگرنه که ممکنه بد بیاد سرتون.

 

حالا یه خواهشی هم از دوستان ساکن ایران: احیانا اگه دیدید یه روز یه آمریکایی قد بلند، میون سال و کچل وسط تهرون برا عرض سلام دستش رو از رو بوق ور نمیداره لطفا قبل از اینکه بقیه راننده‌ها با قفل فرمون مغزش رو بریزن تو دهنش زودی برید توجیهش کنید. حالا یه جوری که ما هم ضایع نشیم. مثلا بگید این رسم و رسوم ها قبلا بوده و حالا دیگه استفاده نمیشه. اجرتون با اباالفضل.

 

/ 49 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنام

اینطور که معلومه شما خیلی به این وبلاگت سر نمیزنی ، من خیلی وقت پیش ها وبلاگت رو میخواندم ، کاش یه جایی از خودت بنویسی که من بدونم که تو همونی هستی که من وبلاگت رو میخواندم یا نه یه کم از خودم بگم : یه آدم داغون که تازه میخواد بره سربازی و به فکر این افتادم که برای ادامه تحصیل برم یه جای دیگه یه چیز جالب هم تو وبلاگت پیدا کردم ، داشتم ارشیو وبلاگت رو میخواندم مربوط به سال 82 بود مطلبت ، یه مایو خریده بودی 80 دلار و معادل تومنش رو نوشته بودی 60000 ، خیلی جالبه نه ، فک کنم اون مایو هنوزم دورو بر همون 80 دلار باشه ولی به تومنش یه چیزی حدود 250000 میشه [لبخند]

ذفرون

[نیشخند] من خاننده خاموشم خب یه پست جدید بذارین عاغا

امید

سلام، چند روزیه که در گیر خوندن نوشته هاتون شدم (تا انتها رو زدم) نمیدونم رضا شریفی رو میشناسید یا نه (مکانیک MIT) وبلاگتون رو که خوندم یادم به ایشون افتاد (مثل شما می نوشتن) البته وبلاگ نویسی رو یک سالی میشه که تعطیل کردن (کل وبلاگشون رو حذف کردن) در کل خیلی خوشحال شدم، یاد خاطر (یا خاطره) ایشون برام زنده شد... یا حق

عاطفه

آقا دلمون پوسید و چشمون سفید شد... خوب یه پست جدیدی ندایی چیزی لا اقل دلمون هزار راه نره[پلک][چشمک]

sima

سلام وب پر محتوایی دارید خوشحال میشم به منم سر بزنید خاطراتتونو کامل خوندم منتظرتونم[گل]

مهسا

چقدر احساس سبک شدن داشتم این باری که اومدم سر زدم و دیدم کماکان او پارکینگ اون بالا خود نمایی میکنه[خنثی]

محمد

خيلي جالب بود .كلا به قول يكي از اساتيد جامعه شناسي كه مي گفت هر چي درس خوندم تحقيق كردم ولي نتونستم اين ايرانيارو موشكافي كنم ولي باالخره به وجود موجودات فضايي معتقد شدم ..... . . . .چونحالا ديگه باور دارم ايراني ها زميني نيستند[نیشخند] اين شوخي نبود واقعا همينو مي گفت

فعلا که صدقه سری شما نیاز آمریکا به نفت داره روز به روز کمتر میشه و گزینه های احتمالی هم از روی میز برداشته نمیشه و آمدن ایشان هم با وضعیت فعلی منتفی هست.

واقعا که

دروغ گفتید برای این که بی آبرو نشید اما مردم یک کشور رو بی ابرو کردید. بهتر بود به عذرخواهی اکتفا می کردید.

بهناز

کل پست یه طرف، این پاراگراف آخرشم یه طرف :))