عليرضا، این بچه‌ها امروز با من شوخی می‌کنند. شوخی‌‌های بی‌خنده. ما سر همه‌چیز شوخی می‌کردیم٬ ولی این یکی نه ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />


تلفن‌ها که هيچ، پیام کوتاه دکتر جلالی را هم باور نکردم. خبر خبرگزاری ایسنا را هم باور نکردم. از این اسم و فامیل‌ها زیاد است.


علی‌رضا٬ به تلفنت زنگ نمی‌زنم٬ چون اگر گوشی را برنداری ممکن است فکرم هزارجا برود. همین‌جا کنار کامپیوتر٬ روبروی مونیتور می‌نشینم٬ و آن‌قدر می‌نشینم که خودت بیایی٬ مثل قدیم‌ها٬ برایم بنویسی که بچه‌ها شوخی می‌کنند. من امروز هیچ تلفنی را جواب نمی‌دهم. شماها همه‌تان امروز شوخی‌تان گرفته.

 

علی٬ علی آقا! ما کلی قرار مدار داریم. فراموش که نکرده‌ای؟ ما قرارمان اینست هنوز که برگردیم٬ یک‌بار دیگر٬ دور هم جمع شویم. شرکت بزنیم. کار کنیم. دست در دست هم "نفرین از روی این زمین برداریم و جاش٬ گندم بکاریم".  یادت رفته؟

 

علی٬ دلواپسم. دست خودم نیست. زود بیا برایم بنویس. می‌دانم می‌آیی. همین‌جا منتظرت می‌نشینم. منتظرت می‌نشینم همین‌طور که سرم را بین دستانم گرفته‌ام و چشمان پردردم را بر هم می‌فشرم. قسم‌ات می‌دهم٬ به جان من نه٬ به جان آن دختر دوساله‌ات٬ زود بیا٬ بیا و بگو که همه‌ی این حرف‌ها دروغ است...

 

 

/ 46 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
bb

I am sorry for your loss, you can count on me if you want someone to just listen...

پويا

غم آخر باشه

ماری

آيين چراغ خاموشی نيست...

شادی

زندگی صحنه يکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته به جاست خوشتر آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

ايرانی

http://www.fireonquran.com تصمیم گرفتم که قرآن را به آتش بزنم تا زمانیکه حکومت دیکتاتوری اسلامی ایران: 1. متعهد به قوانین اعلام شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر نباشد 2. اعدام ها را متوقف ننماید 3. دانشجویان و مخالفان سیاسی را از زندان آزاد نکند 4. عدالت و انصاف را به سیستم قضایی کشور و جامعه بازنگرداند من اعتقاد دارم، نافرمانی دینی راه حل ما برای نجات کشور از دست طبقه ملای اسلامی حاکم می باشد. آنها در حالی اسلام را دین صلح و آزادی معرفی می نمایند در حالیکه در واقع با این تعریف ریاکارانه بر مردم جفا می کنند. بنابراین تا زمانیکه این ریاکاری در ایران در جریان است، این آتش بر قرآن خواهد بود. پیشنهاد من این است که هر کسی در هر شهر و خیابانی قرآن ها را به آتش بکشند و در شهر رها کنند تا پیغام این مبارزه برای آزادی از حکومت دیکتاتوری اسلامی موجود، به همگان برسد.

مستانه

سلام اومدم و اول داستان رو خوندم و بعد هم این پست رو ... دیگه کامنت دوستتون رو که خوندم طاقت نیاوردم .. خدا بیامرزدش و به همه دوستدارانش و خونواده ش صبر بده..

مهدی

خدا رحمتش کنه 13 ماه یه پایان نامه لیسانس را باهاش گذروندم. از همه چیز می دونست. حتی از پلیمرها. یه وطن پرست بود.

رویا

سلام. تسلیت میگم. اول من قبل رو خوندم و آخرش به خودم امید دادم که واقعی نبوده باشه. الان این رو خوندم و میبینم چقدر سخته غم از دست دادن عزیزان بهتون تسلیت میگم با تاخیری 7ساله