الاوضاع کانه القمر فی‌البرج العقرب.

سلام

ديديد برگشتم!

 

*******************

اگه توی آمريکا هستيد و بعد ازظهر thanksgiving بوقلمون! خورديد من thanksgiving رو بهتون تبريک می‌گم.

 

*******************
ديگه سرم داره می‌ترکه. اين هفته دوتا Recitation  بايد بدم و Lab  رو هم خودم بايد تصحيح کنم چون گريدر عزيز ما هفته‌ی پيش ** بابا **  شدند!! (شانس رو می‌بينيد ايشون ۹ ساله که ازدواج کردند و ۶ سال هست که اينجا هستند حالا دقيقا بايد حالا وسط ترمی که گريدر من هستند بابا بشوند) بعلاوه‌ی دوسری homwork بايد طراحی کنم و سوالات فاينال و يک پروژه که due چهارشنبه هست ... آقا بی‌خيال بگذاريد امشب بهشون فکر نکنم برم زودتر بخوابم که حداقل کلاس صبح زودِ فردا رو بعد از ۳ جلسه که پشت سر هم نرفتم فردا برم.

فعلا اين رو داشته باشيد، من باز برمی‌گردم...

 

**************************

 

استادی دانشجویی به ره دید و گریبانش گرفت<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دانشجو گفت ای استاد، این پیراهن است لپ‌تاپ نیست

 

گفت تنبل گشته‌ای کز من گریزی روز و شب
گفت جرمِ کار کردن نیست، این مساله هموار نیست

 

گفت می باید تو را تا دفتر لزلی برم۱

گفت لزلی از کجا در پارتی استیو نیست۲

 

گفت زین پس fund تو را cut کنم

گفت استادی دگر یابم، خیالی نیست نیست

 

گفت آگه نیستی کز دانشکده بیرون شوی

گفت در صنعت بیابم شغل، آبِ خوردنیست۲.۵

 

گفت باید زیرک و باهوش گردی چون profs

گفت رو باهوشی بیار، اینجا کسی باهوش نیست

 

گفت تا تاپیک۲.۶ نو من یابمت تی اِی۳ بباش

گفت تی اِی کارِ دانشجویِ خنگِ تنبلِ بی کار نیست

 

گفت طلابم همی گمره کنی هر روز و شب

گفت آنان گمرهند خود، این گناه بنده نیست

 

گفت ریپورتی بده پنهان و خود را وارهان

گفت کار علم کارpaper و ریپورت نیست

 

شاعر: گمنام

 

*********************************

۱ لزلی ( Leslie) سمت Graduate Administrator رو داره.
۲ استيو (steve) از وقتی که دانشکده‌ی ocean Engineering با Mech. E قاطی شده و شغلشو از دست داده هر هفته پارتی می‌ده
۲.۵  مثل آب خوردن است
۲.۶ topic: موضوع research
۳ Teaching Assistant

/ 17 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

بابا طبع شعر!!!! پروين تنش تو گور لرزيد...

Ali

سلام. خدا قوت!! خيلی قشنگ بود...

masoud

سلام عالی بود

نوه دوست جون

برگشتيد ...خب بعله ولي الآن احتمالا بچه هاي اونايي كه قبلا اينجا رو مي خوندن، خواننده وبلاگتون شدن.

برهان

سلام اقا محمدرضا... خیلی حال کردم... ولی یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ خیلی ضایع شعر بنده خدا رو خراب کردی هااااااااااا... اگه خواستی بگو یه ورژن درستش رو برات رديف کنم بفرستم تا اين صفحه رو دوباره آپديت کنی... هر چی باشه شاعر برگزيده شعر دانشجويی کشوريم... همين ديروز که دفاع کردم بهم گفتن که برگزيده شعر کوتاع کوتاه کشوری شدم (ممنوم ميدونم که داری تبريک ميگی!!!) ... درضمن از تو خيلی بيشتر انتظار داشتم که تو که گوشت موزونه و اهل موسيقی هستی کمی بيشتر وزن شعر رو در ک کنی .... راستی محمدرضا، من الان يه سالی هست که روی صندلی تو دارم میشينم و پشت کامپيوتر تو دارم ميشينم. ميشيگان هم پذيرش گرفتم پارسال ولی ويزا منجر شدم. اوس علی گفت به تو يا حالی داده و تو رديف شدی... همون حال رو هم داد به ما ولی اينبار افاقه نکرد و دکتر هم نتونست کاری بکنه... ديفر کردم ولی چشم آب نميخوره که ... نمی دونم چيکار کنم... حنيف اينا ميگن که چون رو صندلی تو ميشينم بايد رفتنی باشم ولی نشدم هنوز... داره يه جوريم ميشه کم کم... چیزی نداری بهم بگی...

voori .:. hotelsaadi

.:: سلام دوست عزیز. امیدوارم که خوب باشی.وبلاگ خیلی خوبی داری! میدونی چرا برات پیام گذاشتم ؟ چون هم بگم که وبلاگت خوبه و هم این که بگم با هم یه اشتراک داریم!!! اون اشتراک هم اینه که من هم مثل تو در خارج از کشور زندگی می کنم ولی نه آمریکا بلکه فرانسه !!! خلاصه موفق باشی و یادت نره برام پیام بذاری !!! بای ::.

kamand

سلام خوبيد خوشيد ان شاالله با تبادل لينك موافقيد؟ موفق باشيد

shima

نوشته هات واقعا منو متاثر ميکنه. اين همه فعاليت برام جالبه!!!

برهان

سلام... ببين عمو! چرا ميای ولی سوت نميزنی... آخه من که می‌دونم ميای يه نگاهی می‌ندازی و چيزی نمی‌ گی... آخه اين رسمشه من بيام برات پيغام بذارم و تو بيای ولی چيزی نگی؟ نه... رسمشه؟ چطوره که الان که دیدی پیغامای این پستت ۱۶ شده خوشحال شدی و باز کردی ببینی کیه نمگی اگه پیغامای منم ۱۹ بشه منم خوشحال می‌شم؟ ببين درسته من چيزی نمی‌نويسم فعلنا تو وبلاگم ولی دليل نميشه تو هم مثل اين امريکايی‌های شاگردت بشی (دارم چشمک مي‌زنم، ناراحت نشه هااااا!!!) بابا ما هنوز ايرانيم و هنوزم داريم با نامه‌های قايم مقام حاااااااال می‌کنيم... راستی برگزيده جشنواره شعر کوتاه کوتاه کشوری شدم... ممنونم که دوباره داری تبريک می‌گی...

مریم

(با کمال احترام)آقای دکتر فکر می کنم یه روزی خیلی اشتباهی وکاملا اتفاقی گذرتون به اینجا افتاد وهوس کردید چند خطی بنویسیدوبعدش هم پشیمون شدید که چرا اینجارو بازکردید درسته؟ متاسفانه اینجارو یه نابغه بازکرده که وقت سرزدن به اینجارو که هیچ حتی وقت سر خاروندنم نداره.بااین اوصاف فقط امیدوارم برگردید(1/برای نوشتن, به اینجا.2/به وطنتون: گرچه فکر نمی کنم شما...)