دمی با حافظ

 

 


دوش  رفتم  به  در  میکده  خواب  آلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده

آمد  افسوس‌کنان  مُغ‌بچه  باده‌ فروش
گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده

شست‌وشویی کن و آنگه به خرابات خرام
تا  نگردد  ز  تو  این  دیر خراب آلوده ...

گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نيست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده

آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده ...

 

 

/ 28 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
badragheh

سلام نوشتم در دفتر دفتر شعرم (حافظ ) راستی اگه دوست داشتی بهترین پست وبلاگتو انتخاب کن و برای من در این وبلاگ کامنت بگذار http://bestblogpost.blogspot.com موفق باشی

عاطفه

دلمان برای نوشته های بامزه تان بسیار تنگیده شده است!!!

bb

lotfan baraye mahaee ke farseemoon besyar pishopa oftadast ye khorde tozeeh bedaheed een abyat chi meegan ya che hessi be shoma dadan.....mamnoon

روزبه

سلام دوست عزیز و گرامی وبلاگ بسیار خوب و پر محتوای شما را مطالعه کردم ولذت بردم. لطفا به وبلاگ من هم سری بزنید.

پگاه

تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی

فريده

حالا از اين شعر ها گذشته بگيد بازتاب سخنرانی رئيس جمهور ما بين دانشجو ها و مردم عادی چی بوده ادم که حرف اين تلويزيون رو باور نمی کنه

بهداد

سلام ، می بينم تو هم به ننوشتن مبتلی شدی !!!!! احتمالا تو هم رسيدی به آخر خط و مثل همه بچه ها ديگه وقت نوشتن هم نداری. برات آرزوی موفقيت می کنم.

خانم ثابتی

گم ات کرده بودم. اتفاقی دو باره پيدا شدی. انگار که تو هم خرمالوی رسيده پاييز هستی. فقط مال اين فصلی.

سعيد

(حالا از اين شعر ها گذشته بگيد بازتاب سخنرانی رئيس جمهور ما بين دانشجو ها و مردم عادی چی بوده ادم که حرف اين تلويزيون رو باور نمی کنه) سوال خوبيه!