گلوله!

در حاشیه‌ی آپ کردن‌های دیر به دیر
مصاحبه یک خبرنگار با نویسنده‌ی وبلاگ:

خبرنگار: محمدرضا! چقدر بگیری وبلاگ را می‌بندی و کنار می‌کشی؟
نویسنده‌ی وبلاگ با قاطعیت: فقط با گلوله!

 (البته امیدوارم نویسنده‌ی وبلاگ هم به سرنوشت آخرین نفری که با قاطعیت گفت "فقط با گلوله" دچار نشه)

**********************
**********************

اگر توی هواپیما نشستید و تصمیم گرفتید به آهنگی از روی لپ‌تاپتون گوش کنید و بعدش لپ‌تاپتون رو روشن کردید و هدفونتون را بهش وصل کردید و آهنگ راک خفن مورد علاقه‌تون را گذاشتید...
و اگر بعد دیدید که صدای آهنگ خیلی کمه و بعد صدا را بیشتر کردید و باز هم بیشتر کردید و باز هم بیشتر کردید ...
و اگر بعد دید که آقای جنتلمن کناری‌تون یه کمی جابه‌جا می‌شه. و بعد طی پنج شش دقیقه‌ی بعدی مدام بیشتر جابه‌جا می‌شه و هی سینه‌اش را صاف می‌کنه ...
و اگر یکی از مسافرین صندلی جلویی بلند می‌شه از سرجاش و شما را نگاه می‌کنه و ...
و در تمامی این مدت شما در حالی‌که لبخندی به لبانتون هست چشماتون رو خمار کردید و به آهنگ مورد علاقه‌تون گوش می‌دید...

 احتمالا هدفون رو زدید جای میکروفون!

(ولی احتمالا بعدش کلی با آقای جنتلمن کناری‌تون دوست بشید)

**********************
**********************

اگر هر روز صبح شیر می‌خورید ...
و اگر مقدار کمی از شیر دیروزی توی لیوان باقی مونده ...
و اگر شما می‌خواهید برای حمایت از فقر و گرسنگی اسراف نکنید:

شما می‌توانید برای صرفه‌جویی شیر امروز رو به اندک شیر باقی‌مانده از دیروز اضافه کنید تا چند سی‌سی در مصرف شیر صرفه جویی کرده باشید (ولی مطمئن باشید لیوان رو یا توی یخچال یا جای تمیز دیگه‌ای نگه دارید که گرد و غبار وارد لیوانتون نشه). ضمنا چند سی‌سی شیر توی 24 ساعت خیلی خراب نمی‌شه.
این کار رو فردا هم می‌تونید بکنید
و فرداش
و فرداش
و فرداش  ...

ولی فردای آخرین روز شما ممکنه که مسموم بشید ( ممکنه حتی به طرز خیلی بدی). این پدیده هنوز از نظر علمی توجیه نشده. ولی فعلا می‌تونید از نتایج تجربی دایی‌تون استفاده کنید و بیشتر از پنج روز در مصرف شیر مانده از دیروز صرفه‌جویی نکنید. دوستان کنترلی اعتقاد دارند مصرف شیر باقی‌مانده time invariant   (یا به قول عزیزان سیستم‌های دینامیکی non-autonomous ) نیست!

**********************
**********************

١٨ آذرماه سالروز تولد ابوسعید فضل بن ابی الخیر (٣۵٧-۴۴٠) در میهنه خراسان است. مزار این عارف نامی نزدیک به مرز ایران با ترکمنستان و در خاک ترکمنستان قرار دارد و همین موضوع باعث شده که به تازگی ابوسعید ابوالخیر شاعر بزرگ ترکمن! خوانده شود و در ترکمنستان کلی مراسم بزرگداشت‌ و بررسی اشعار و غیره برایش گرفته شود. گفتم در این مناسبت بد نیست یادی هم از شیخ کرده باشیم:

کل‌کل! کردن‌های ابوسعید با ابن سینا معروف است. از جمله گفته‌اند که شیخ ابوسعید و حاج‌آقا ابن سینا در مجلسی نشسته بودند که ذوق شاعری ابن سینا گل می‌کند و شعری (انصافا زیبا) می‌سراید:  

مائیم به عفو تو تولا کرده
وز طاعت و معصیت تبرا کرده

آنجا که عنایتتو باشد باشد
نا‌کرده چو کرده . کرده چون ناکرده

این شعر بر شیخنا گران می‌آید و شیخ فی‌البداهه می‌سراید:

ای نیک نکرده و بدیها کرده
وانگه به خلاص خود تمنا کرده

بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود
ناکرده چو کرده . کرده چون ناکرده

(سوالی که برای دوستان پیش آمده اینست که شیخ از کدام بدی‌کرده های ابن‌سینا خبر داشته!)

چند رباعی زیبا از شیخنا!

آن یار که عهد دوستداری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
می‌گفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست

از واقعه‌ای ترا خبر خواهم کرد
و آنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد

من دوش دعا کردم و باد  آمینا
تا به شود آن دو چشم بادامینا*
از دیده‌ی بدخواه ترا چشم رسید
در دیده‌ی بدخواه تو بادا مینا**

* گفته‌اند که شیخ نامزدی! از خاور دور داشته. والله اعلم!
** حضرت دهخدا اعتقاد دارند این رباعی (با اندکی تفاوت در مصرع اول) از زکی مراغه‌ایست. والله اعلم!

*************************
*************************

من مسوولیت تاخیر رو شخصا به عهده می‌گیرم. متاسفانه بدون هماهنگی قبلی تعداد زیادی سمینار باهم هم‌زمان شده‌ بودند (و هستند) و این باعث شد که نتونم آپ! کنم. حالا به بزرگواری خودتون ببخشید.

/ 27 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

درباره بدی‌هایی که ابن سینا به ابی الخیر کرده و ابی الخیر خبر داشته باید گفت یک روز یک نفردر خیابان به سختی راه می‌رفت. پرسیدند: خدا بد نده! چی شده؟ گفت: خدا بد نداده. خودم بد دادم! این داستان در مصرع اول و آخر رباعی ابی الخیر دیده می‌شود. مخصوصا آنجا که می‌گوید: ناکرده چو کرده. کرده چون نکرده! در ضمن چشم بادامیها از همین خاور کشور خودمان هستند تا خاور دور. گنبدیها، تربتیها، ترکمنها و... چشم بادامی هستند تا افغانها و چین و ماچین

sababoy

حقیقت ندارد اگر بگویم صبح نمی شود، صورت تب دار مهتاب، وقتی تو نیستی. اما این را باور کن که وقتی تو هستی، نقطه کوچک رو به افق امید من، به سیاهی نا امیدی شب نمی رسد. It's not true if I say moonlight won't die with its red face when you're not here. But believe it when you're here, the little tiny hole of hope to horizon won't catch the dark disappointment of night.

Some14myself

جام نده جام نده جام نده کافی خورو هی [چشمک]شب و روز بوی الکل مده

خودش

از اخوی عقب افتادی ها... بجنب

دلنگران یونس

سلام خوبی؟ از یونسمان خبر نمی گیری؟ http://everblooming.blogfa.com/post-72.aspx plz send all

مریم گویا

بنام یگانه خالق هستی دوست گرامي سلام سامانه اطلاع رساني شبكه پزشكي كشور آماده ارائه اطلاعات و خدمات عمومي و تخصصي رايگان در زمينه بهداشت ، سلامت و پزشكي است . استفاده از مطالب متنوع آموزشي ،‌سرگرمي و به ويژه مشاوره رايگان با پزشكان متخصص سايت براي كاهش هزينه هاي مراجعه به پزشك ، در شرايط زندگي دور از وطن بسيار مفيد خواهد بود. حق همراه مریم گویا مسئول بخش مشاوره سایت پزشکی.نت www.pezeshki.net

دلکوک

[شیطان][سبز][قهر][عصبانی]

نسرین

نمونه شدم لااقل تبريك بفرست برام

بی نام

چند سوال: 1- شما گلوله خوردید که وبلاگ شما تعطیل شده؟ 2- شما گلوله خورانده شده اید که وبلاگ شما تعطیل شده؟ 3- شما را گلوله خورانده اند که وبلاگ شما تعطیل شده؟ و ال آخر... بابا یه ژست جدید آپ کن... ما مردیده شدیم.