آموزش زبان انگليسی (۲)

جای شما خالی برای thanks giving اين دوست من Devin من رو دعوت کرده بود خونه‌شون. اين مامان Devin علاقه‌ی خاصی به من داره (يعنی حداقل خودش که اينجوری می‌گه. البته خدمت اونهايی که منتظرند پشت سر من صفحه بگذارند عرض کنم که دختر هم نداره). هيچی ديگه برادرهاش اينا هم اومده بودند از فلوريدا. Devin  قبلا به من گفته بود که برادر بزرگترش توی کارهای ساختمانی هست من هم انتظار داشتن يه قد و قواره‌ی متناسب شغلش رو داشتم (که انتظارم هم بدجوری درست بود!).

بوی بوقلمون سرخ شده! و پاستای ايتاليايی توی راهرو پيچيده بود. Devin در رو باز کرد و مامانش اومد و سلام و حال و احوال و از اين حرفها. بعد هم برادرش اومد. با اين که اين‌ها اصالتا اهل بوستون هستند ۳۰-۴۰ سال زندگی کردن توی فلوريدا قشنگ فلوريداييش کرده بود.

Devin's brother: "Hi man, How are you doing" (read: ha yoo doin)
"Hi, I am fine,"
He stepped forward extending his hand to shake hand with me and repeated
"Ha yoo doin maaeean! I am Dog! " ! !

من که يه دفعه جا خورده بودم اخم هام بی اختيار رفت توی هم و خيلی سريع با يه حالت خيلی بدی پرسيدم

"youuuuu are what?????????!!!l"

همون لحظه داشتم پيش خودم فکر می‌کردم که اين ديگه خدا می‌دونه چه بيماری روانی داره و يا ممکنه اصلا يکی از همين موجودات عجيب غريبی باشه که فقط اينجا پيدا می‌شه. يه لحظه هم بياد گاو مشد حسن افتادم. همه‌ی اينها توی يه لحظه توی ذهنم گذشت که اون سريع ادامه داد (به يه حالت به قول علی تریپ بابايی- خوش‌بختانه فکر کرده بود من نفهميدم )

Devin's brother: "I am Dog. Nice to meet you, what's your name?"

توی دلم گفتم I am not a dog, at least by now بعد خيلی شمرده گفتم: my name is Reza. nice to see you too هيچی ديگه. تعارف کردند داخل و بالاخره من همش نگاهم زير چشمی به اين برادر Devin بود که ببينم وجه تسميه‌اش چيه. مثلا چه‌جوری غذا می‌خوره يا حرف می‌زنه يا حتی يه جوری از کنارش رد شدم که ببينم چه مجله‌ای دستش هست. ولی چيز غير طبيعی‌ای نديدم. Devin می‌گفت چرا رفتی توی فکر. ولی گفتم بهش نگم آخه ممکنه برای اونا عادی باشه بعد ضايع بشه. هيچی ديگه خوب بود. من تا حوالی ۵-۶ اونجا بودم و بعد با Devin برگشتم طرف campus.

هفته‌ی بعد يه روز سر صحبت رو با Devin باز کردم که وجه تسميه‌ی اسم من مثلا اينه که blah  و  blah و بعد ازش پرسيدم وجه تسميه‌ی تو چيه. اون هم يکم فکر کرد و گفت که اين اسم يه قهرمان رومی بوده که نمی‌دونم سال چند يه جايی رو فتح کرده. بعد من بدون اينکه اسم برادرش رو ببرم گفتم که وجه تسميه‌ی اسم برادرت چيه. اون دوباره به فکر فرو رفت در حاليکه زير لب می‌گفت:

ummmmm, I really don't know , ummm.....Douglas... what could it be

دوزاری من افتاده بود....

اين‌ها almost همه‌ی اسم ها رو abbreviate می‌کنند. يه سری‌شون رو خوب سريع می‌شه فهميد ولی يه سری‌شون رو نمی‌شه. مثلا اگه گفتيد Don مخفف چيه (من اول فکر می‌کردم مخفف donkey هست، ولی بعد فهميدم مخفف Donald  هست!)

*******

همون اوايل يه بار مک ازم پرسيد که روی چی کار می‌کنی؟ من هم يه کمی از تعريف پروژه گفتم و همينطور داشتم براش توضيح می‌دادم که

"to impoe a separation at an intended location we plan to use two counter-acting wall jets installed......"
"wait wait...., two what ???" Mac asked
"two oppositely configured wall jets and will be ...." I replied.
"two oppositely what ??!!" Mac again interupted me.
"wall jets, what is wrong? " I replied.
"what is a wall jet ?"
"a jet initiates on a wall, like , I don't know, wall jet is a wall jet !"
"and what is wall??" Mac again asked.
"wall??? wall is wall"
"what is it???"
I angrily replied : "you <Beep> don't know what a <beep> a wall is ?????"
"I swear to god I don't"

ديگه تقريبا به نزديکی student Center رسيده بوديم توی دلم گفتم بگيرم اون کله‌شو بکوبم به ديوار که بفهمه wall چيه. ولی کظم غيظ (درست نوشتم؟) کردم و با دستم به ديوار اشاره کردم  و گفتم :

"wall, wall, this is a wall, you really don't know?, are you ok???!"

مک در حاليکه لب‌هاشو غنچه کرده بود گفت WALL؟؟ و ادامه داد  you mean WALL. من گفتم آره مگه من چی گفتم. گفت تو گفتی wall . گفتم خوب ؟؟؟!!!   گفت خوب من نمی‌دونستم wall چيه. من گفتم چی داری می‌گی من گيج شدم...

بگذريم

ما ايرانی‌ها چون تلفظ W رو نداريم خيلی وقت‌ها اون رو هم مثل V  تلفظ ‌می‌کنيم. Nevin می‌گه ايرانی‌ها رو با تلفظ W شون می‌شناسه (اون می‌گه که تنها ملتی که اين رو اشتباه تلفظ می‌کنند ايرانی‌ها هستند. )! عوضش اين عرب‌ها چنان W  و th رو تلفظ می‌کنند که خود اينها هم تو کف موندند....


***********************

يک شعر

دوش اين جوان با چراغ۱ همی گشت گرد Tang ۲
کز Bost3  و  Cam ۴  ملولم و طهرانم آرزوست

۱ چراغ قوه
۲ Tang Residence Hall, my apartment
۳ مخفف  Boston
۴ مخفف Cambridge ايراد نگيريد، مقتضای شعری هست.

*********************

بابا شما هم برای پست قبلی همچين پيغام نوشتيد که يکی ندونه فکر می‌کنه حالا اينجا ما هرشب مراسم  عزاداری و نوحه خوانی داريم. من گفتم يه شب رفته بودم توی فکر يه کمی هم به گذشته فکر کردم. پيغام‌ها رو که خوندم پيش خودم گفتمdo I have to commit suicide now???l

با اين‌همه از همه‌ی اون‌هايی که آرزوهای خوب خوب کردند ممنون و از همه‌ی اونهايی که پيشنهاد practical دادند خيلی بيشتر ممنون!

 از دوستانی که مستجاب الدعوه هستند التماس دعا دارم. چند هفته‌ی آينده مقداری tough‌ هست.

/ 28 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Amir

من مستجاب‌الدعوه نيستم چون اگه يادت باشه دفعه پيش توی نيويورک از من التماس دعا داشتی تا کارهات با جورج خوب پيش بره. (لحظه خداحافظی در ترمینال گری‌هاوند یادته؟) فکر کنم بر عکس اون چيزی شد که دعا کرديم!! نه؟!! فکر کنم بری سراغ آقا محسن بهتره! مستجاب‌الدعوه هم نباشه میدونه چه جوری دعا کنه :)))

مهسا

امیدوارم همیشه خوش باشی اما یک کم به فکر ما بیسوادها که انگلیسی رو بیلمیریم باش!!!

dargahi

واضح بووود که داگ مخفف چیه!!!بابا ما شنیده بووودیم شما خیلی مخی؟؟موفق باشید

mohsen sh

ageh midoonestam miri boston enghad baahaal mishi zoodtar mifrestaadimet, kheili khodaayi, man ye maahe mikhaam behet email bezanam begam oon hal shod, kholaaseh keh in matnet kheili khodaas, dar morede in talafozha ham take it easy.kholaaseh be omide didaar, az in ham keh gofti tehran khosham oomad, keh ye joorayi home town shode bood injhaa ;)

mohsen sh

aghaa cheshaaye man beep o hell nemibineh ...mibineh, doktor soraagh daari? :)

Enkratic

محمدرضا ... آموزش انگليسيت ملموس هست امّا مفهوم نيست ... فرانسه اينا بلد نشده يه خورده ازونا بنويسی؟

محسن

يک پيشنهاد عملی ديگه هم من می‌دم: بشين برای وبلاگت لينک - شمارنده و ردياب رفرنس‌ها بگذار. اونقدر به وبلاگ جون ميده!

من و بابی

سلام...خيلی زيبا و خاص مينويسيد... بازم ميام...

Kourosh

بابا ای ول خيلی خوب مينويسی. راستی اونجا شولی گيرت مياد بخوری!!!!!!!!!!!.

آٍِِ ئؤ «َُ V]َئ ]ًٍُ ک( ءؤ[ٍ««ٍ ؤ«ٍXئ :(